حسن الأمين ( مترجم : مهدى زنديه )
227
الإسماعيليون والمغول ونصير الدين الطوسي ( اسماعيليون و مغول و خواجه نصير الدين طوسى ) ( فارسى )
شدند . اينها گرجيان بودند . ارمنها هم مانند آنها كشتارهاى مغولها را در مورد خود و خونهاى بههدر رفته در دامنهء كوه كبك و كورهراههاى قوقاز ناديده گرفتند و كرامتشان را كه با چكمههاى چنگيزى لگدمال شده بود و شرفشان را كه گامهاى مغولى نابود كرده بود ، به فراموشى سپردند . آرى ارمنها تمام اينها را فراموش كردند و زير پرچم آباقاى چنگيزى مغولى كه تا ديروز ننگ و ذلت شكست را به آنها چشانده بود و زمين را با خون سرخشان سيراب كرده ، دشتها را با پيكرهاى قطعهقطعه شدهشان پر كرده بود ، رفتند . آرى با افتخار ، زير پرچم آنها رفتند ، زيرا خواب نابودى اسلام و تفرق و از هم پاشيدگى مسلمانان را مىديدند . نزاريه پس از پايان دورهء الموت : پس از آنكه حسن دوم فرزند محمد بن بزرگ اميد در سال 558 ه ( 1164 م ) عقيدهء انحرافى جديدى كه تمامى تكاليف شرعى را الغا مىنمود و تمامى عقايد اسلامى را ناديده مىگرفت ، اعلام كرد ، ميان اسماعيليان نزارى شكافى رخ داد . برخى از حسن دوم پيروى كردند و برخى ديگر همچنان بر عقايد اسلامى خويش ثابتقدم ماندند . در رأى گروه دوم ، برادرزن حسن دوم قرار داشت كه پس از چندى در سال 561 ه ( 1166 م ) اقدام به ترور او كرد . اما ترور او انحراف را از بين نبرد ؛ بلكه انحراف همچنان در دورهء جانشين او يعنى فرزندش علاء محمد ، كه پس از پدر و در سن 19 سالگى به حكومت رسيد و در سال 607 ه ( 1210 م ) از دنيا رفت ، استمرار داشت . همچنان كه مبارزهء شديد بين دو گروه فوق در اين دوره ادامه داشت ؛ با اين تفاوت كه رهبرى مبارزه با عقيدهء انحرافى را در زمان حسن دوم ، برادرزن او به عهده داشت ؛ اما رهبرى اين